انشا معلم ؛ انشا در مورد معلم ؛ ۶ انشای زیبا در مورد معلم و شغل معلمی

انشا معلم

این یکی از موضوعات جالب که می توانید در روز معلم برای همکلاسان بخوانید. در این مطلب ۳ انشا در مورد معلم را گردآوری کرده ایم.

انشا تشکر و سپاس از معلم

دوست دارم امروز در انشایم بگویم که چقدر به دانستن نیازمندم و شما تنها کسی هستید که می‌توانید دانایی را به من هدیه دهید.

کلاس به واسطه حضور شما متبرک می شود… برترین طواف معلم سعی میان شاگرد و تخته سیاه است و این طواف زیباترین لحظه‌های زندگی‌تان را می سازد.

محراب شما کلاس درس است آنجا که معبدیست راستین برای رسیدن به افق‌های دور خدایی شدن.
معلم ای که نفس‌های شما زندگی‌ام را طراوت می‌بخشد و ساحل نگاهتان دلم را آرامش، حرفهایتان چون جواهر بر صندوقچه ذهنم به یادگار می‌ماند و پرنده ذهنتان نامه‌رسان عشق و محبت است.
ای که صفای روح هستید و صبوریتان به قامت سرو، دلتان به صافی آینه و دستانتان یاری‌گر راه‌های دشوار زندگی‌ام است با چشمانم می‌بینم که چون شمع می‌سوزید و با گوش‌هایم می‌شنوم که صدایتان آرام آرام رسم دوستی را در گوشم زمزمه می‌کند، با قلبم حس می‌کنم که تپش ثانیه‌ها را آرام کرده‌اید، که با گچ و تخته روزهای درس را برایم خاطره‌ای جاودانه می‌کنید.
ای که با خنده‌هایتان کوله باری از غم را از دوشم بر می‌دارید، ای پنجره رو به دریای من، من با دروس شما با راز موفقیت آشنامی‌شوم، با آداب زندگانی انس می‌گیرم و به تماشای بهار می‌رسم.
ای که مهرتان از خورشید تابان هم تابان‌تر است، من با ضرب و حساب شما قضیه تالس را درک می‌کنم و با مساحت و حجم شما زمین را می‌شناسم. دفترچه خاطرات زندگی را با شما شناختم و می‌دانم که با یاد معلم عزیزم آن را به پایان می‌رسانم.
ای که با تمام توانایی‌هایتان تارهای وجودم را به صدا در آوردید و خواندن غزل با خدا بودن را به من آموختید و در سخت ترین لحظات زندگی، سرود سرسبزی را در وجود سرو  سرودید.
ای ساحل در سکوت مانده پرهیاهو، ای معلم عزیزم! می‌دانم گوشه‌ای از سخنان گهربارتان را با هدیه کوچک انشای تبریک روز معلم جبران نمی‌توانم بکنم اما از اعماق وجودم از ته قلبم می‌گویم: دوستتان دارم.

انشا معلم

انشا دوم در مورد معلمی

معلم عزیز! آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق  را به من می آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف ها به خانه بر می گشتم و شبانگاهان، با یاد تو به خواب می رفتم. سال ها از آن لحظات شیرین می گذرد، ولی هنوز یاد و نامت دردلم زنده است و تو را می ستایم که همچون انبیا، به تعلیم و تربیت عشق می ورزی.

آن زمان برایم از دانایی می گفتی، محبت را می آموختی و زندگی را هجا می کردی، و من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم امروز به احترام نامت قیام   می کنم، در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم. از قدم برمی داشتم. تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه ها و لغزش گاه های زندگی نیفتم. روز معلم ، روز بزرگداشت عشق و ایثار است. تجلیل از کسانی که علم را جرعه جرعه در جان ها جاری می کردند. . خود لحظه لحظه می سوختند و با دانش خویش، جامعه را می ساختند و فردایی باشکوه را نوید می دادند. امروز، روز بزرگداشت کسانی است که الف قدّشان، در راه تعلیم خوبی ها خمیده شد.


انشا ی یک نوجوان در مورد معلم :

 موضوع انشا : روز معلم شمع شدی ، شعله شدی سوختی                تا هنر خود به من آموختی

 معلم عزیز!  آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق  را به من می آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف ها به خانه بر می گشتم و شبانگاهان، با یاد تو به خواب می رفتم. سال ها از آن لحظات شیرین می گذرد، ولی هنوز یاد و نامت دردلم زنده است و تو را می ستایم که همچون انبیا، به تعلیم و تربیت عشق می ورزی. آن زمان برایم از دانایی می گفتی، محبت را می آموختی و زندگی را هجا می کردی، و من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم امروز به احترام نامت قیام می کنم، در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم. از قدم برمی داشتم. تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه ها و لغزش گاه های زندگی نیفتم.

 روز معلم ، روز بزرگداشت عشق و ایثار است. تجلیل از کسانی که علم را جرعه جرعه در جان ها جاری می کردند. خود لحظه لحظه می سوختند و با دانش خویش، جامعه را می ساختند و فردایی باشکوه را نوید می دادند. امروز، روز بزرگداشت کسانی است که الف قدّشان، در راه تعلیم خوبی ها خمیده شد. روز پاسداشت عزیزانی است که در سنگر علم و دانش، سربازانی با اخلاص و دانشمند تربیت کردند. امروز، روز یاد کردن از گمنامان , چندین سال است بهانه مقدس شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید مطهری رحمه الله دست مایه قدردانی و تجلیل از معلم شده است؛ معلمی که انسان ساز و فرداپرداز است و تکریم و تعظیم او، تکریم و تعظیم علم است.

معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دل ها می افشاند. قدردانی و تجلیل از معلم، قدردانی از باغبانی است که هر صبح، سبدی از صمیمیت با خود به کلاس می برد و با انگشتان مهربان خویش، بر شاخه قلب ها فردا را پیوند می زند. معلم را توقع نام و نان نیست. این گمنام، هر روز از تنور داغ جانش، هزاران نان بر سفره گرسنه دل ها می بخشد و از علقمه قلبش، هزاران مشک به خیمه های عطش می رساند. تجلیل معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تأمین، و سلامت امانت هایی را که به دستش سپرده اند، تضمین می کند.


انشا معلم

انشای سوم در مورد معلم

معلم ای که نفس هایت زندگی ام را طراوت می بخشد و ساحل نگاهت دلم راآرامش،حرفهایت چون جواهر بر صندوقچه ی ذهنم به یادگار می ماند و پرنده ی ذهنت نامه رسان عشق و محبت است

ای که صفای روحی و صبوریت به قامت سرو ،دلت به صافی آینه و دستانت یاری گر راه های دشوار زندگی ام است با چشمانم می بینم که چون شمع می سوزی و با گوش هایم می شنوم که صدایت آرام آرام رسم دوستی را در گوشم زمزمه می کند،با قلبم حس می کنم که تپش ثانیه ها را آرام کرده ای که با گچ و تخته روزهای درس را برایم خاطره ای جاودانه می کنی

انشا معلم : ای که با خنده هایت کوله باری از غم را از دوشم بر می داری …ای پنجره ی رو به دریای من ،من با حافظ و سعدی و مولوی تو به “قصه ی تکرار آرش “پای می نهم و با “راز موفقیت “وارد خانه ی “زن پارسا”می شوم و با “آداب زندگانی”انس می گیرم و با “شازده کوچولو”ی تو به “تماشای بهار” می رسم

ای که مهرت از خورشید تابان هم تابان تر است …من با ضرب و حساب تو قضیه ی تالس را درک می کنم و با مساحت و حجم تو زمین را می شناسم

دفترچه ی خاطرات زندگی را با تو شناختم و می دانم که با تو آن را به پایان می رسانم

ای ساحل در سکوت مانده ی پرهیاهو،ای معلم عزیزم!می دانم گوشه ای از سخنان گهربارت را با هدیه ی کوچک تبریک روزت جبران نمی توانم بکنم اما از اعماق وجودم از ته قلبم می گویم:دوستت دارم.


انشا ادبی درمورد معلم

از وقتی که پا به دبستان گذاشتم با موجود دلسوز و مهربانی به نام معلم آشنا شدم ….

او همچون شمع روشنی میسوزد تا به ما علم و دانش بیاموزد و ما راه زندگی و مسیر صحیح آینده خود را با کمک او پیدا کنیم .
معلم مادر دوم ماست و مدرسه خانه دومی است

که میتوانیم در آن خوبی ها را از بدیها تشخیص دهیم و آنچه را که نیاموختیم در آنجا بیاموزیم …
این معلم است که ما را با کلمات آشنا میکند و فرق روشنایی و تاریکی مهربانی و ظلم نفرت و محبت را به ما می آموزد .
او به ما یاد میدهد که چگونه در زندگی فردی مفید باشیم و با تلاش و کوشش باعث پیشرفت جامعه خود شویم .

او ما را با دنیای بزرگ آشنا میکند و تاریخ گذشتگان را به ما می آموزد

تا از آن درس عبرت بگیریم و ما را با کوهها و دریا ها آشنا میسازد تا استقامت و عظمت را بیاموزیم .
و ما همیشه تشنه یادگیری هستیم ……
انسانها در طول زندگی احتیاج به یک معلم و راهنما دارند

تا شمع راهشان گردد و آنها را از نادانی و جهل دور سازد .
پس بدانید که معلم شخص بزرگ و محترمی است که باید او را دوست بداریم

و از گفتار و رفتار او درس زندگی بیاموزیم و فردی مفید برای کشور و ملتمان باشیم


انشا با موضوع روز معلم

در کنار پنجره نشسته بودم و داشتم به درختان حیاط نگاه می کردم که ناگهان برگی از درخت افتاد و یادم آمد(!!!) که روز معلم است و موضوع انشای این هفته هم روز معلم است.

مطالب مرتبط

دفتر خود را باز کردم و انشایم را نوشتم:

معلم مانند شمعی است که می سوزد و برای ما نور و گرما تولید می کند.

معلم ما را خیلی زیاد دوست دارد‌‌‌‌٬ چون به ما درس می دهد و تلاش می کند که باسواد شویم تا درآینده بتوانیم کار خوبی پیدا کنیم.

معلم به ما درس زندگی کردن می آموزد و به ما یاد می دهد

که باید با همه و با خانواده خود مهربان باشیم. او ما را مثل فرزندان خودش دوست دارد و به ما احترام می گذارد.

معلمی شغل پیامبران است.

چون آنها هم به مردم درس اخلاق و خوب زندگی کردن را یاد می دادند.

آنها می گفتند که خداوند انسانها را آفریده است و برای اینکه آنها خوب زندگی کنند٬ نیاز به معلمانی خوب دارند.

پس ما هم برای اینکه خوب باشیم نیاز به معلم داریم.

بعضی از معلمان به دانش آموزان کتک می زنند. آنها دشمن ما نیستند و اگر هم به ما کتک می زنند

به خاطر این است که درس بخوانیم و چیزهای خوب یاد بگیریم و تنبلی نکنیم.

من معلمم را دوست دارم و دست او را می بوسم.

معلم نباید بین دانش آموزان فرق بگذارد و باید به همه آنها به یک چشم نگاه کند.

روز ۱۲ اردیبهشت روزی است که آقای مرتضی مطهری شهید شدند و نام این روز٬ روز معلم شده است.

ما هر سال این روز را جشن می گیریم و به معلمان خودمان هدیه می دهیم.

معلم عزیزم روزت مبارک.

همچنین جا دارد این روز عزیز را به همه معلمین واساتید گرانقدر ایران تبریک و تهنیت بگویم

و آرزوی توفیق توفیق روز افزون برای شان دارم.


تحقیق مقاله یا انشا برای تقدیر از معلم

معلم شعر شیرین شعرای شهر شادی را در گوش مرزهای محبت زمزمه کرده.

او که در سخت ترین لحظات زندگی،سرود سرسبزی را در وجود سرو سروده.

معلم دل را دانا کرده و دنیا را به دست دانش آموزان گره زده.

معلم آواز عاشقان عالم را در آیینه خیالشان نمایان کرده و به آن روح بخشیده.معلم جهان را جاودانه کرده و رنگ سیاه را از دفتر دل پاک نموده

و جوهری به رنگ سپید به آن زده است.

ای معلم،می خواهم با تو سخن بگویم که با تمام توانایی ات تارهای وجودم را به صدا در آوردی و خواندن غزل با خدا بودن را به من آموختی.

دست هایت را می بوسم و فرشی از گل هایی به هفت رنگی رنگین کمان در زیر پاهایت می اندازم.

سوی چشمانت را به نور چلچراغ روشن می کنم،قدومت را روی سرم جا می دهم

و لبانت را آذین می بندم تا بگویم بهار دلم با تو شکوفه زد و خزان زندگی ام با تو بی رنگ شد.

ای معلم،امروز می خواهم برای همگان بگویم تو که بودی و چگونه بودی و چگونه آموختی؟

می خواهم بگویم که چگونه آزاده بودن را توشه راهم کردی و جوهر وجودم را آکنده از مهر نمودی و به من گفتی همیشه به یاد خدا باشم

تا دنیایم را لبریز از شادی ببینم و از کفر و کذب دوری کنم.

ای معلم می خواهم چشمانم را به چشمه چشمان مهربانت بدوزم.

اگر به عشق دیدار تو نبود ،هرگز از خواب بیدار نمی شدم.

دوستت دارم.