شعر عارفانه زیبا + مجموعه ۵۰ تک بیتی اشعار عارفانه از شاعران معروف

شعر عارفانه زیبا

مجموعه شعر عارفانه بسیار زیبا را در این بخش از شاعران مختلف گردآوری کرده ایم که بسیار زیبا و پر معنی هستند. از زمانهای قدیم ایرانیان عاشق دین و عرفان بودند و پس از شکل گیری اسلام در ایران، این موضوع بسیار پررنگ تر شد. شاعران زیادی در مورد عرفان شعر سرودند و تک بیتی های ناب را در این قسمت جمع آوری کرده ایم.

اشعار تک بیتی عارفانه

گزیده‌ای از بهترین تک بیتی‌های عارفانه در اشعار فارسی را در ادامه می خوانید.

خوشا بر حال مهمانی که با بسیاری نعمت

دلش با نعمت دیدار صاحبخانه می‌سازد…

هادی رنجی

***

حدیث عشق نگردد کهن که سال به سال

بهار حسن تو گـــــل‌های تازه‌تر دارد…….

صادق سرمد

***

آن را که به زلــف تــــــو دل آویخته باشــــد

گر ملک جهانش رود از دست٬ غمی نیست

غمام همدانی

***

شعر عارفانه زیبا

شعر تک بیتی عرفانی حافظ

جام جهان نماست ضمیر منیر دوســت

اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است؟

حافظ

***

ربوده مهری چو ذره تابم٬ ز آفتابی در اضطرابم

که گر فروغش به کوه افتد٬ ز بیقراری در آید از پا

مشتاق اصفهانی

***

آفاق را گردیده‌ام، مهر بُتان ورزیده‌ام

بسیار خوبان دیده‌‌ام، امّا تو چیز دیگری

امیر خسرو دهلوی

***

چیست از این خوب‌تر در همه آفاق، کار

دوست به نزدیک دوست، یار به نزدیک یار

ابوسعید ابولخیر

***

چون گل چیده که در آب نگه می‌دارند

عکس رخسار تو در دیده پر نم دارم

***

شعر عارفانه زیبا

همه آبادنشینان ز خرابی ترسند

من خرابت شدم و دم به دم آبادترم

***

کسی نمانده دگر تا به تیغ ِ ناز کُشی

مگر که زنده کنی مرده را و باز کُشی

***

بنمود رخ زیبا، گشتیم همه شیدا

چون هیچ نماند از ما، آمد برِ ما بنشست

عراقی

***

اشعار تک بیتی عرفانی از سعدی

گر به همه عمر خویش با تو بر آرم دمی

حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت …

سعدی

***

شعر عارفانه زیبا

گر ما خطا کنیم، عطای تو بی حد است

نومیدی از عطای تو، حد خطای ماست …

خواجوی کرمانی

***

ربوده مهری چو ذره تابم، ز آفتابی در اضطرابم

که گر فروغش به کوه افتد، ز بیقراری در آید از پا

مشتاق اصفهانی

***

خوش لذّتی است با دل شیدا گریستن

در گوشه‌ای نشستن و تنها گریستن

زمانی سیستانی

***

یک شبی گیسوی مشکین تو دیدم در خواب

خواب آن یک شبه، یک عمر پریشانم کرد

شوریده شیرازی

***

صبور باش که اعجاز صبر، هم یعقوب

به وصل یار رسانید هم زلیخا را

***

پای سروی، جویباری زاری از حد برده بود‌

های های گریه در پای توام، آمد به یاد

رهی معیری

***

طعنه بر ما مزن‌ ای دوست که خود معترفیم

دف زنان بر سر بازار به رسوایی خویش

***

شعر عارفانه زیبا

اشعار عرفانی صائب تبریزی

از صبح پردوه سوز، خدایا نگاه دار

این رازها که ما به دل شب سپرده‌ایم

صائب تبریزی

مطالب مرتبط

***

غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا

نزدیک می‌کند به خدا، دست رد مرا

صائب تبریزی

***

یا رب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده

چشم بینا، جان آگاه و دلی بیدار ده

صائب تبریزی

***

چون بر زبان حدیث خدا ترسی آوریم؟

ترک قدح ز بیم عسس کرده‌ایم ما

صائب تبریزی

***

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عشق است

کس آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

حافظ

***

آسایش تن، غافلم از یاد خدا کرد

همواری این راه مرا سر به هوا کرد

صائب تبریزی

***

هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی است

ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر

سعدی

***

با عزم خویش هیچ یک این ره نمی‌رویم

کشتی، مبرهن است که محتاج ناخداست

پروین

***

شعر عارفانه مولوی

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

بردار ز رخ پرده که مشتاق لقائیم

مولوی

***

در گنه کز جانب ما بود تقصیری نبود

چون در آمرزش که کار اوست، کوتاهی می‌رود؟

خصالی هروی

***

گر جام خالیت بدهد پیر می فروش

بستان و دم مزن که تهی از اشاره نیست

خروشی تبریزی

***

به یک قلم بنویس ای فرشته دوزخیم

ز حد فزونست گنه، حاجت مکابره نیست

خواجوی شیرازی

***

حضور خاطر اگر در نماز معتبر است

امید ما به نماز نکرده بیشتر است

صائب تبریزی

***

هراز گمشده را در نماز می یابی

چرا به فکر خود ای بی خبر نمی افتی؟

صائب تبریزی

***

خدا باشد به نزد اهل بینش

نگهدار نظام آفرینش

***

خداوندا حضوری بخش ما را

اجابت کن به فضلت این دعا را

شیخ محمود شبستری

***

برگ درختان سبز پیش خداوند هوش

هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

سعدی

***

ما به دنبال خدا، گم کردگان خویشتن

در گذار عمر سرگرم چه بودیم؟ ما و من !!

آصف

***

الهی

ما همه بیچاره‌ایم و تنها تو چاره

و ما همه هیچ کاره‌ایم و تنها تو کاره

***

ای زاهد ظاهربین از قرب چه می‌پرسی

او در من و من در وی چون بو به گلاب اندر

نصیرالدین اودهی

***

ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست

بر عارفان جز خدا هیچ نیست

سعدی

***

بندگان در بند خویش‌اند از کسی یاری مخواه

از خدا باید بخواهی تا من اویت کند

علیرضا بدیع

***

این نمکدان خدا جنس عجیبی دارد

هر چقدر می‌شکنیم باز نمک‌ها دارد …

علی شهابی

***

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت…

سعدی

***

گر خدا داری ز غم آزاد شو

از خیال بیش و کم آزاد شو

اقبال لاهوری

***

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟

می‌کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم …!

قیصر امین‌ پور

۷